العلامة الحلي ( مترجم : على شيروانى )

133

ترجمه و شرح كشف المراد ( فارسى )

گونه‌اى كه كارهاى انسان‌ها ، تنها مستند به خدا باشد و هيچ استنادى به خود انسان‌ها نداشته باشد ] ، كه بطلان آن را روشن ساختيم و دانستيم كه افعال مستند به ماست . و اگر مقصود آن است كه خداوند كارهاى انسان‌ها را الزام كرده است ، اين امر جز در امور واجب صحيح نيست ؛ و اگر مقصود آن است كه خداى متعال كارهاى انسان‌ها را بيان كرده و آن‌ها را نوشته و اعلام داشته است كه آنان چه كارهايى را در آينده خواهند كرد ، اين مطلب حقى است ، چون خداى متعال تمام اين امور را در لوح محفوظ نگاشته و براى فرشتگانش بيان داشته است . و همين معناى اخير متعين است ، زيرا مسلمانان اتفاق نظر دارند بر اين‌كه راضى بودن به قضا و قدر خداوند واجب است و از طروفى ، [ مىدانيم كه ] رضا به كفر و ساير امور قبيح جايز نيست ، [ و اين نشان مىدهد كه مقصود از قضاء خداوند ، كه بايد به آن راضى بود ، نفس كارهاى بندگان نيست كه در ميان آن‌ها كفر و ديگر قبايح وجود دارد . ] ممكن است اشاعره در مقام اعتذار بگويند : [ مقصود از قضاء خداوند همان افعال بندگان است و ] وجوب رضاى به آن ، از جهت فعل خداوند بودن آن است ، و عدم رضا به آن از جهت كسب است . اين اعتذار براى ايشان سودمند نيست ، زيرا اولا نظريهء كسب باطل است ، و ثانيا : چون ما مىگوييم : اگر كفر به سبب قضا و قدر الهى ، كسب باشد ، بايد بنده از همان جهت كسب نيز به كفر راضى باشد ، و اين بر خلاف عقيدهء شماست . و اگر به قضا و قدر الهى كسب نباشد ، اين سخن كه همهء پديده‌ها مستند به قضا و قدر الهى است ، باطل خواهد بود . بدان‌كه امير مؤمنان على بن ابى طالب - كه درود و سلام خدا بر او باد - معناى قضا و قدر را بيان كرده و آن را به طور كامل در حديث اصبغ بن نباته شرح نموده است ، آن‌گاه كه از نبرد صفين بازمىگشت ، پيرمردى در برابر او ايستاد و گفت : اى امير مؤمنان دربارهء حركت ما به سوى شام به ما بگو كه آيا به سبب قضا و قدر